با خواندن اين ياد داشت از كبر گنجي درسايت راديو زمانه در مورد هم جنس گرايي بهانه اي دست داد تا بنويسم .
اول اين كه اكبر گنجي نظرش را در مورد هم جنس گرايي با مطرح كردن اين پرسش ها در مقابل محسن كديور گفته است . او با يك تيز بيني خاص كه جنگندگي اوست اين كار را كرده است . اين كه آيا پرسش هاي او درست است در مقابل آراء محسن كديور يا نه بماند ، اما تنها نگاه كردن به اين امر به عنوان فطرت بشري ، بشريت را به كدام سو خواهد برد ؟ اين مهم است .
حرف هاي اكبر گنجي شايد در يك مقطع زماني خاص و فرمي خاص جواب گو باشد و درست از آب در بيايد اما سرانجام بشريت با اين عمل به كدام سو خواهد رفت . تسلسل حيات به عنوان گران بهاترين داشته آدمي در اين كره خاكي چه مي شود . حرف از امروز و فردا نيست . حرف از حيات است . سرانجام اين حيات كي فرا مي رسد چيزي نيست كه قابل پيش بيني باشد ، همان طور كه اين بشريت از هزاره هاي قبل از ميلاد مي آيد .
بهر حال نگاه كردن به امر هم جنس گرايي نبايد يك امر خشن و غير قابل انعطاف و تحليل باشد ، اما آزاد گذاشتن و دانستن يك امر اين چنيني به عنوان فطرت بشري و امري كه در ناخود آگاه آدمي بوجود مي آيد ، كاري است به نظر نگارنده خطاء .
بر خورد كردن با همجنس گرايان و يا همجنس بازان نيز نبايد در اين مقوله خالي از نظر بماند و بايد به صورت حداقلي به عنوان يك بيماري رواني به آن نگاه كرد و مجازات هاي سنگين بايد كمي مورد تعديل قرار گيرد .
برچسبها: آزادي بيان- جنسيت