من با دنبال كردن جريان دانشگاه زنجان و خواندن انواع واقسام ياد داشت ها و مقالات ، سخن داريوش سجادي را در پاسخ به ياد داشت ابراهيم نبوي با نام يوسف خفه شو را صحيح تر دريافتم .
استنباط من نيز از اين قضيه بر فرضيه همان دام زليخا بر پا مي شود ، چرا كه اين امر ناشي از همان زير پا گذاشتن اخلاقي است كه خيلي ها به دنبال ترويج آن هستند . البته و صد البته نيز اين ياد داشت كوتاه قصد دفاع از مددي را ندارد ، اما در برگيرنده همان بازي در آوردني است كه در اين جريان اتفاق افتاد . مددي بايد محاكمه شود چرا كه او يك هماغوشي را از دريچه زور طلب كرده است در چه حالتي در حالتي كه دانشجوي مورد نظر اخطارهايي از كميته انضباطي داشته است ونه اخطارهايي به تنهايي صنفي .
و باز به قول داريوش سجادي با آن هم موافقم كه دانشگاه ها امروز شده است جايي براي دوستي و دوستيابي نه محلي براي علم و فرهنگ در معناي عام آن كه اين خود معلول همان بي برنامگي فرهنگي يا انقلاب فرهنگي است .
قرض اين بود از نوشته كه راي ما ، بايد رايي باشد اخلاق گرايانه بدون حسين كشتن و آب ندادن و روغن داغ و ديگر موارد .
اين نظر من بود .
برچسبها: آزادي بيان - جنسيت -زنان