
امروز وقتي از شبكه الجزيره ديدم خانووم بتانكور وارد فرانسه شده و بعد از شش سال اسارت آزاد شده و تونسته بود بعد از مدت ها خانوادش رو ببينه خيي خوشحال شدم . چه اشكي مي ريخت وقتي بچه هاش رو در آغوش مي گرفت . اين وسط دو، سه نكته به نظرم اومد كه ميگم .
اول اين كه زاويه تمام دوربين ها يكي بود به نحوي كه تصوير هاي در بين تمام شبكه ها از يك نما بود . الجزيره ، يورو نيوز، سي ان ان . نمي دونم اين چه مدلش بود . البته زمان پخش از كانالها چند ثانيه اي با هم تفاوت داشت اما نما و زاويه تمام دورين ها يكي بود .
دو اين كه اين وسط ساركوزي و كوشنر چه لاس خشكه سياسي مي پروندن ، بخصوص اين ساركوزي هيچي نشده داره خودش رو براي جايزه صلح نوبل جر ميده كه بتونه يك جورايي بگيردش براي خانووم بتانكور . اين كوتوله سياسي هيچي حاليش نيست كه افتادن توي يك دام با رفتن كلي فرق داره. اين كه آدم حواسش نباشه با اين كه حواسش باشه كلي فرق داره . نمي دونم اين جمله از كيه اما ميگه: اگر يك نفر از روي يك ديوار بيافتد پايين تراژدي است اما اگر همان نفر براي بار دوم از روي همان ديوار بيافتد پايين ، اين ديگر يك كمدي است . كوتوله سياسي فرانسوي ميخوري زمين ها .
سوم اين كه زدم پرس تي وي ببينم نشون ميده ، ديدم خبري نيست و توي يك آسمون ديگه پرواز ميكنه . اصلن حرفه اي بودن در اين تلوزيون ايران يك امر بي معني شده است ، چون جايي و رقيبي ندارد تا پاسخگو باشد و ديگر اين كه براي كسب بيننده تلاش كند . خب خيلي راحت از فرمهاي روز دنيا از جمله به صدم ثانيه بودن براي رساندن خبر به مردم هميشه خدا عقب است و بيشتر شبيه يك اديتور عمل مي كند كه خبر برايش مي رسد و خوشش آمد پخش مي كند و نيامد هم نشون نميده .
با ديدن و انتخاب الجزيره به عنوان يك شبكه خبري براي ديدن اخبار ، اولين چيزي كه جلب توجه ميكنه مجري هاي خوش تيپ و خوشگلي كه داره و اين به عنوان يك امتياز برجسته براي اين شبكه است . درست همين نكته رو هم اميد فراستي در وبلاگ بي بي سي عنوان مي كنه ..
برچسبها: زنان- آزادي بيان-سياست
جولای 7, 2008 در t 5:44 ب.ظ |
این قضیهی پرستیوی هم با تمام تبلیغات روش دقیقا همینیه که گفتی! تلویزیون دولتی بیرقیب! اگر روزی تلویزیون خصوصی تو ایران به پا شد و یک کدوم از این شبکههای دولتی تونستن رو پای خودشون وایسن کار کردن! البته بدون کمک از رانتها و سوبسیدها و بودجههای دولتی!