يك سوال از مومنان به دين بهايي

By nakamiiha

نگارنده اين سطور براي آزادي عقيده و بيان  اهميت بسياري قائل است و براي تمام كساني كه مي انديشند و مي نويسند و به هر دين و گروهي هم كه تعلق دارند احترام مي گذارد و گرايش به هر ديني را از اجزاء آزادي يك جامعه مي داند . اما در راستاي همان آزادي بيان و اهميتش و اين كه گفتن براي آگاهي دادن و دفاع كردن از حقانيت هر امري ، امري واجب است مي خواهم مطلبي را در مورد اديان بنويسم و روي سخنم بيشتر با هموطنان بهايي است كه من خود براي تك تكشان احترام قائلم و براي انديشه و دينشان و ضمن ارج نهادن به تك تك هموطنان بهاييم مي خواهم توجه ان ها را به يك نكته كوچك جلب كنم .

دين اسلام كه بهاييان نيز خود را يك مسلمان مي دانند با 1400 سال سابقه اش و آمدن علامه هايي بزرگ و انسان هايي كه بسيار براي رشد اين دين و باز كردن مشكلات جامعه توسط دين  كوشيده اند ( كه البته اين خود يك اشتباه است به نظر من ) امروز اوضاع فقهيش به اين صورت است و دين مداري مردمانش هم كه آفتاب تابان است . اين جامعه با آن فرهنگش و آن دين با آن تاريخش و با آن كه روشن است كه ديني است الهي  امروز مردم مومنش ( منظور آدمهايي است كه به او اعتقاد دارند و حالا تاچه آداب دان دينند بماند ) در كار خويش مانده اند و شايد اسلام امروز جامعه در اين كار در مانده است حالا شما با صدسال سابقه يا بيشتر كجاي كار بشريت را مي خواهيد اصلاح كنيد . كمي نگاه كردن نه در دينتان را بلكه در تاريخ اسلام به شما روشن مي سازد ك كجاي كارتان شما كم خواهيد آورد .*

*روشن كنم اين قضيه را كه خارج كردن دستورات ديني از زندگي روزمره اجتماعي و گردن نهادن به يروكراسي اداري جامعه امري است جدا . اين پروسه را بايد از اين منظر ديد كه ما هدفمان اين است كه دين چگونه مي تواند جامعه را به سمتي ببرد كه جامعه خوش بخت شود .

** اديان الهي داراي ذات هستند .اما ايسم ها نه . ذات هر امري بسته در متافيزيك همان امر است . متافيزيك نقطه اي است كه انسان نمي تواند استدلالي براي اتفاي بيابد . اما ايسم ها با تعريف كردن هر اتفاقي و دليل اتفاق روشن مي كنند كه ذات در درون اين امر مستدل جاي نمي گيرد .

 براي روشن شدن اين امر ياد داشت هاي آخر اكبر گنجي در مورد هم جنس گرايي را بخوانيد .

برچسب‌ها:

5 پاسخ to “يك سوال از مومنان به دين بهايي”

  1. navidar می گوید:

    این درست است که بهاییت از اسلام (در واقع از دین شیعه) جدا شده است. اما امروز دیگر هم بهیه ها و هم شیعه ها هر دو قبول دارند که بهاییت امروز یک دین دیگر است و دیگر ارتباطی به اسلام ندارد.
    از دید من بهاییت تلاشی است برای ایجاد یک دین امروزی و در این راستا از اسلام و روش های 1400 ساله آن فاصله گرفتند. هر چند که برخی اندیشه هایشان به نظر خوشآیند می آید، اما در روش همان کاری را می کنند که دیگر ادیان نیز کردند: رد اندیشه های جزمی کهنه و برپا سازی اندیشه های جزمی جدید و تبعیت از آنچه که دیکته می شود و محدودیت جدید آزادی اندیشه فرد.
    شاد باشید
    (وبلاگ آقا اجازه؟؟)

  2. کورش می گوید:

    دوست عزیز سلام
    نکاتی چند راجع به نوشته ات در مورد بهاییان ذکر می کنم
    1-اگر درست از نوشته شما درک کرده باشم تصور شما این است که بهاییان یک فرقه از مسلمانان میباشند که خود را از آنان جدا کرده اند.
    در این مورد دانستن یک سیر تاریخی در مورد دیانت بهایی به شما کمک میکند که درک روشن تری از این دین مبین داشته باشید.گرچه این جا مجالی برای تشریح این مساله نیست ولی ایجازا سخنی چند ذکر می گردد.
    به اعتقاد بهاییان همه ادیان از یک سرچشمه به سوی بشر آمده اند و یک سیر تکوینی دارند همچنان که تمدن بشر نیز تدریجا رشد میکند.هر دین در زمان خود سازنده بوده ولی به مرور زمان که بشر پیشرفت کرده دین جدیدی به فراخور شرایط زمانه آمده است.
    دین اسلام پس از رحلت پیامبر اسلام توسط 11 امام رشد و گسترش پیدا نمود . ولی قایم دین اسلام بر اساس احادیث معتبر اسلامی نه یک امام بلکه یک پیامبر است. بر اساس اعتقاد بهاییان قایم اسلام (حضرت باب ) خود یک مبشری برای ظهور بزرگتری بعد از خود است. و برای آماده کردن زمینه های اجتماعی لازم برای ظهور حضرت بها الله مبعوث شدند در واقع بابی برای ظهوذ بعد از خود بودند. بنابر این دین بهایی منشعب از دین اسلام نمی باشد. درست مانند سیر تاریخی که در مورد حضرت عیسی بوده. در واقع قوم بنی اسراییل منتظر نجات دهنده خود(مسیح) بودند که یحیی پیش از حضرت عیسی ظهور او را مژده میدهد.ولی دین عیسی منشعب از دین حضرت موسی نمی باشد.
    هدف اصلی دیانت بهایی وحدت عالم انسانی ( وحدت از همه نظر ) میباشد.و تحقق این وحدت نوید داده شده . برای تحقق این وحدت حضرت بها الله روشهای دقیق نیز ارایه فرموده اند که هم اکنون توسط بیش از 7 میلیون بهایی دز سراسر دنیا در حال پیگیری میباشد. هم اکنون دیانت بهایی گسترده ترین دین دنیا از نظر پراکندگی جغرافیایی است و بالا ترین سرعت رشد را در بین ادیان جهان دارد. همه روزه انسانهای آزاد اندیش بسیاری برای تحقق هدف دیانت بهایی و رفع هر گونه تعصب و برای یک صلح بزرگ به این دین پیوسته و برای آن تلاش می کنند.
    در مورد نکته دوم و تفاوت دین با مکاتب بشری از شما دعوت می کنم که به وبلاگ اینجانب رجوع و مطلب ارسال شده در تاریخ 10/1/1388 با عنوان ” لزوم تطابق دین با علم و عقل” را که بیانات حضرت عبد البها می باشد را بخوانید.
    موفق با شید

  3. reza می گوید:

    سلام
    اول بگم که من نه بسیجییم و نه حزب اللاهی
    اصلا نمازم نمی خونم
    ولی به علی و امامان اعتقاد دارم
    پس لطفا بر چسب نزنین
    تنها حرفم به شما اینه که چرا ما وقتی مرد عادل شجاع قاطع مهربان و… مثل علی داریم دنبال کس دیگه ای بریم لطف کنید تاریخ پیدلیش بهاییت رو بخونین ببینین این آقا اصلا چطور آدمی بوده همین تاریخ معلم ماست شما به ما میگین تعصب نه ولی خودتون چشماتون رو روی حقیقت بستین آخه تا کی دیگران فکر ما رو قالب بندی کنند به یاد بیارین که انگلیس هیچ گاه دوست ما نبوده و نخواهد بود
    یا علی مدد

  4. حسین محبی می گوید:

    سلام دوست عزیز
    من از مطالب وب نامه شما لذت بسیاری بردم

  5. مهبد می گوید:

    آقا رضا شما که میگویی تعالیم حضرت علی برای شما کافیست چرا پس اینقدر ازآنها فاصله گرفتی چرا به آنها آنطور که باید عمل نمیکنی اگه حضرت علی را قبول داری پس چرا نمار نمیخونی
    یکی از تعالیم حضرت علی اینهکه نماز ستون دینه
    پس مطمئن باش دینانت جدید تعالیم کاملتری داره و بهتری داره
    و در مورد انگلیس چرا اینگلیس با تمام کشور ها دوست و رابطه داره و فقط با ما بده
    چون تو گوشت فرو کردن چون تو اخبار میگن انگلیس بده تو روزنامه میزنه اینگلیس خائن تو کتاب ها مینویسن اینگلیس بد ترین دشمن رهبر میگه انگلیس خبیث
    آخه کجا تو انگلیس به ایرانیها میگن خائن …. خبیث ….دشمن …

پاسخ دهید