Archive for اکتبر, 2008

نگاهي به يك پيش شرط آقاي خاتمي

اکتبر 5, 2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از آن كه آقاي خاتمي دو پيش شرطش را براي شركت در انتخابات  اعلام كرد مبني براين كه تفاهم با ملت بر سر خواسته هايشان و ديگر داشتن ابزار كافي  براي تداركات چي نبودن ، اين سوال پيش مي آيد كه آقاي خاتمي چگونه مي تواند با ملت بر سر خواسته هايشان توافق كند ؟ اين خواسته در حال حاضر و با چهار چوب حكومتي كه وجود دارد  امكان پذير نيست . سوال ديگري كه در همين راستا مطرح مي شود اين است كه آيا ايشان روند برگزاري انتخابات مجلس را ديده اند ؟ آيا به راستي اين مجلس ، مجلس منتخبان مردم است . ايشان چه راه كاري براي حصول توافق با ملت بر سر خواسته هايشان دارند ؟ آيا ايشان در فكر به راه انداختن يك نظر سنجي عظيم هستند ؟‌ يا تنها به اين اكتفا مي كنند كه ببيند صداي ناله مردم از كجا بيشتر شنيده مي شود ؟ 

اين پيش شرط شايد همان مثل معروف باشد كه : به شخصي مي گويند پدرت را مي فروشي ؟ مي گويد بله ، به قيمتي كه كسي نتواند بخرد و اين پيش شرط ها هم شايد همان عدم تمايل به شركت در انتخابات  باشد .

يك حس نوستالوژيك خوب كه با زن شروع شد و با افسوس تمام

اکتبر 4, 2008

بعد از نوشتن سه چهار مطلب در مورد انتخابات با خودم گفتم مطلبي ديگر بنويسم .

الان دارد تلوزيون تي وي پرسيا آهنگ دلم مياد ليلا فروهر را نشان مي دهد . من عاشق اين لباس چهل تكه اش هستم كه به تن دارد . يك دنياي رنگ مربع كه عاشقانه ترن نگاه هايم را مي توانم به اين كليپ تصويري بدهم . ياد يكي از نوشته هاي قديمي خودم افتادم كه در آن نوشته بودم  زن با زيباييش زيباست و منظورم اين بود كه اگر چادر مشكي را يك پارچه به سرو رويش بكشي بايد گفت داري با يك آدمك ترسناك كه مي شناسيش صحبت مي كني .

 ياد سعيدي سيرجاني بخير باد و خدايش بيامرزد . روان شاد در كتاب دو زنش به تفاوت دو زن در قبل از ورود اسلام به ايران مي پردازد و بعد از ورود اسلام . كه چه بود و چه شد . غرض فمنيسم بازي نيست تنها بوي خوب يك حس نوستالوژيك است و بس . فمنيسم بازيم باشد براي بعد و البته ما فمنيسم باز هم نيستيم .

 اين زيبايي تمام مي شود وقتي كه گوگوش در اين سن وسالش مي آيد و مي خرامد بر روي سن در جلوي دوربين ها كه امروز (روي زيبا را // چند برابر كرده اند ) و با آن صداي اساطيريش نوايي خوش به مرغان چمن مي بخشد . دراين بين با خودم    مي گويم احسنت به شيخ نشينان دوبي كه با آوردن اين خانووم ايراني ، اين شاه ماهي صحنه ها ، تنها براي يك شب به دبي چه سرمايه اي سرازير مي كنند به آن شهر تنها برا ي يك شب ، حالا كمي كه فكر كنيد راحت متوجه مي شويد كه اين سياست اگر 365 روزه و سال به سال باشد ، مي شود عربي كه تا 40 سال پيش در زير چادر مي نشست به يك باره چه صنعت توريسم و چه سرمايه گذاري عظيمي به راه مي اندازد .

به هر روي  ديگر ننويسم كه حس وش نوستالوژيك طعم گسي به خودش خواهد گرفت .