با كنار گذاشته شدن كردان از سمت وزارت كشور و پيچيدن زمزمه هايي مبني بر اين كه صادق محصولي كانديداي مورد نظر دولت است و اين كه گويا مجلس با اين امر مخالفتي ندارد تنها امري كه در اين ميان ثابت شد و به روشني پديدار گشت اين بود كه محمد قائد به درستي ياد داشتي با عنوان مهندسان و تخريب چي ها نوشته بود .
در آن مقاله در بند اول تمام تز كشور داري آقايان را مي بينيم كه چرا كسي كنار نمي رود و اگر كنار گذاشته مي شود از همان جريان شخص ديگري بر گزيده مي شود . محمد قائد مي نويسد در پارگرافي مي نويسد :
در جامعهای آكنده از رندی و بددلی، جماعت بهآسانی با يك قاشق عسل نمكگير نمیشوند. حساب میكنند باديههای عسل را بردند و خوردند و به فاميلهايشان دادند. اين يك ذرّه هم نه امتياز، بلكه حق مسلـّم ماست.
در سال 1382 پليس خبر از كشف و ضبط مدارك سفيدامضای دانشگاه داد. اين ورقهها بهاحتمال قريببهيقين اصل بود وگرنه حرف از سفيدامضابودن موردی نداشت. میتوان تصور كرد از خود دبيرخانۀ دانشگاه بيرون آمده باشد. يا شايد در قبال زحمات مسئولين در راهانداختن كار دانشگاه، مثلاً از نظر اجازۀ توسعۀ ساختمان و تهيۀ سيمان با نرخ دولتی و گرفتن مجوز واردات و غيره، دو مدرك به فرد كارراهانداز دادهاند تا يكی را به نام خود پـُر كند و يكی را به هركس دلش خواست بدهد (”اتحاديۀ حلواسازان اهل جاسب همراه با آقای جاسبی آمدند. پول برای کمک به جبههها و دانشگاه آزاد اسلامی آوردند و برای گرفتن اجازۀ ورود کنجد برای حلواسازی کمک خواستند.“ ـــ يادداشتهای روزانۀ حجتالاسلام اكبر هاشمی رفسنجانی، 2 اسفند 1363).
حال بااين تفاسيربايد روشن شده باشد كه چرا كردان وزير كشور شد و چرا اگر عدم صحت مداركش عيان شد مانند تمام كشورهاي دنيا استعفا نداد و كنار نرفت .