Archive for مارس, 2009

فوتبال و سياست

مارس 29, 2009

سياست بر عكس همه جاي دنيا در ايران يعني رذالت . رذالت يعني عناد مستقيم با جوانمردي و درستي و پاكي و اين سه خصلت يعني ورزش و وقتي كه ورزشي سياسي شد آنچه از بين مي رود همان سه خصلت بالاست كه شرحش رفت .
وقتي رئيس فدارسيون فوتبال مي گويد كه : من تنها 45 دقيقه قبل از مردم با خبر شدم كه سرمربي تيم ملي كيست ! اين چه چيزي را مي رساند ؟ و البته واضح و مبرهن است كه اين ها يعني چه ؟ اما بايد پرسيد جواب سرخوردگي غروز ملتي را چه كسي مي دهد ؟ در ايران امروز و با برنامه هاي فرهنگي دولتي ، تنها آن چه كه مي تواند باعث دست دادن غرور به مردم ايران شود تنها همين ورزش است و سر آمد تمام اين ها فوتبال و حضور در عرصه جهانيِ جام جهاني .
وقتي كه دولتي با شعارهاي پوپوليستي و عوام فريبانه به عرصه قدرت پا مي گذارد و جاده براي ورود كسي آماده مي كند و وزير فرهنگش نه با مردم بلكه با شخصي نهان از ديده ها عهد مي بندد نتيجه اش اين مي شود كه سرمربي تيم فوتبالش در برنامه اي ورزشي مي گويد : با خدا لابي كرده است .
اين ها و تمام اين گونه موارد باعث آن مي شود كه حس سرخوردگي و درون مردگي و افسردگي در جامعه رواج بيشتري يابد و حضور نشاط در بين اقشار جامعه كم رنگ گردد .

10 اصل براي طلح پايدار

مارس 26, 2009

امروز داشتم 10 اصل جهاني براي صلح را مي خواندم كه مجموع روش هايي است كه در نشستي در مدرسه عالي الهيات سنت گابريل تدوين شده است ويكي از اعضاي ثابت آن مجتهد شبستري است . اين نشست كه 8 سال پيش در اين مدرسه و به پيشنهاد خود مجتهد شبستري تشكيل شده است در اجلاس پاياني خود قرار را براين گذارده بودند كه 10 عضو ثابت اين اجلاس اين 10 اصل را در كشور خود مطرح سازند .
اصل اولي كه محمد مجتهد شبستري در نشست خود در خانه عبدالله نوري مطرح كرده است و اصل اول آن 10 اصل است : صلح پايدار جهاني بدون عدالت و عدالت بدون صلح پايدارجهاني قابل تحقق نيست .
اصل اول اصلي است كه حاوي مفهوم چالش برانگيز عدالت و روش هاي شناخت و گسترش عدالت است . اين اصل به نظر من در راه گسترش صلح پايدار جهاني چالش برانگيزترين اصل براي اجماع حصول در اين راه است .
اصل دوم :صلح پايدار جهاني در جهاني كه نابرابري ها اجتماعي و فقر و گرسنگي در آن وجود دارد محقق نمي شود . استاد محمد رضا حكيمي نيز در كتاب كوچك خود با نام عاشورا مظلوميتي مضاعف : مي نويسد : در جامعه اي كه فقير وجود داشته باشد ، اسلامي بودن آن جامعه زير سوال رفته است . نكته اي كه استاد به آن اشاره نكرد عدالت اسلامي است چرا كه اسلام دين تسليم و مساوات است .
اصل سوم : صلح پايدار جهاني بدون رد مطلق خشونت قابل تحقق نيست . اين نيز اصلي چالش برانگيز است چرا كه در جدال حق مسلم و كفر آن جا كه بسياري از تندروها پشت آن سنگر مي گيرند جهاد است . عمليات هاي استشهادي همچنان در بين مسلمانان ادامه دارد و در قرن 21 هم در تهران زير گوش دولت اصلاح طلب سيد محمد خاتمي ثبت نام عمليات هاي شهادت طلبانه انجام مي گيرد .
اصل چهارم : صلح پايدار جهاني بدون به رسميت شناختن حرمت دروني و ذاتي همه اعضاي خانواده بشري و بدون وجود يك سيستم حقوقي به عنوان تضمين كننده حقوق بشر تحقق پيدا نمي كند . اصل چهارم نيز ، اصلي جهان شمول است . دروني سازي ارزش نهادن به آئين ها و مذاهب ديگر جوامع بشري و به رسميت شناختن آئين هاي اديان آميان ديگر براي به رسميت شناخته شدن . داشتن يك سيستم حقوقي به عنوان مدنيت آن جامعه در قبال حفاظت از حقوق تمامي اديان و پيروانش نيز يك برگ ضمانت كننده دولتي است .
اصل پنجم : صلح پايدار جهاني بوجود نمي آيد مگر اينكه بنيادهاي كثرت گرايي اجتماعي به رسميت شناخته شود.
اصل ششم : گفتگو . اصل ششم اصلي جامع و كامل است كه نيازي به توضيح و بسط آن نيز بعد از دولت سيد محمد خاتمي نيست. در اين جا نيز موضوعي كه مجتهد شستري آن را همچون چراغي در دل شب بر پيكر اين 10 اصل مي آويزد اين است كه : در اين جا بايد واقعيت مشخص شود و نه حقيقت . واقعيت عملي فيزيكي است و حقيقت يك روياي متا فيزيكي .
اصل هفتم : هيچ صلح پايداري بدون آمادگي براي حل مسالمت آميز نزاع ها و جلوگيري از نزاع هاي اتي محقق نمي شود .در اين اصل نيز مجتهد شبستري نيز مي گويد : بايد نفع همه در اين جا در نظر گرفته شود و نه اين كه صلح با اين به دست آيد كه چه كسي زورش بيشتر است .
اصل هشتم : صلح پايدار جهاني به وجود نمي آيد مگر اين كه تعليم و تربيت بر اساس ارزش هاي عالي انساني و ديني شكل گرفته باشد نه بر اساس تقليد و سنت . اصل جهان شمول هشتم نيز تنها با تلاش هاي مكرر بزرگاني همچون محمد مجتهد شبستري محقق خواهد شد .
اصل نهم : صلح پايدار جهاني تحقق پيدا نمي كند مگر اين كه زنان در همه ساحت هاي زندگي انساني ، حقوق مساوي داشته باشند .
اصل نهم نيز اصلي است كه بعد از انقلاب اسلامي در ايران چالش برانگيزترين موضوع حكومتي بوده است و بوجود آوردن اين نگاه در جامعه مرد سالار ايران اسلامي كه زنان امروز با زنان 1400 سال پيش وزنان زمان پيامبر متفاوتند و اين تفاوت ماحصل حركت رو به جلو جوامع بشري است كه در آن به حقوق زنان وقعي رسمي بخشيده مي شود . در اين اصل نيز مرحوم مطهري به آن اشاره اي كرده است كه دنياي اسلام خود را مديون بينش غربي مي داند كه در آن براي حقوق زنان احترامي فائق غائلند .
اصل دهم : صلح پايدار به وجود نمي‌ايد مگر اين كه به صورت مناسب و شايسته حقوق اقليت ها به رسميت شناخته شود . به رسميت شناختن حقوق اقليت مساوي با همان گسترش عدالت است .
اين 10 اصل كه 10 اصل جهان وطني هستند اگر در كشورهاي جهان آن گونه كه در اين 10 بند شرح آن توسط خود محمد مجتهد شبستري رفته است به كار گرفته شود ، بهشت موعود دور نخواهد بود .

تكنولوژي و فرهنگ سازي

مارس 21, 2009

با كمي تفحص در اين مورد كه چگونه ممكن است تكنولوژي عليه مردمان كار كند مي توان پي به اين موضوع برد . يكي از اين عوامل هم مي تواند همان روزنامه اي باشد كه بسياري سر خودشان را از ميرزاده عشقي تا امروز براي آن داده اند .
در روزنامه اي سراسري در ستون پيامك هاي خوانندگان پيامكي با اين مضمون به طبع مي رسد كه : يكي از مصرف كنندگان كارت هاي دستگاه هاي خود پرداز مقداري از پولش را دستگاه بلعيده است و وي نيز نا اميد از آن كه بتواند پول خود را بدست بياورد آن را به اميد خدا رها كرده است .
جدل كردن بر سر درستي و يا نادرستي اين گونه خبر ها كه در ستون هاي روزنامه ها به چاپ مي رسد از آن نوع بحث هاي طاق فرساست ، چيزي شبيه اول بوجود آمدن مرغ يا تخم مرغ .
بحث بر سر اين است كه آيا آن روزنامه در مورد اين گونه موارد تحقيق و تفحص مي كند كه آن ها را به چاپ مي رساند يا نه و ديگر آنكه با يك حساب سر انگشتي مي تواند فهميد كه چند هزار دستگاه خودپرداز در سراسر ايران وجود دارد و اگر از هفتاد ميليون ايراني تنها پنج درصد مصرف كنندگان مانند آن فرستند پيامك عمل كنند ، بانك ها چه پولي به جيب مي زنند .
نقل اين گونه مطالب موجب آن مي شود كه مردم به تكنولوژي هاي روز اعتماد نكنند و به همان سنت گذشته ايستادن در صف براي پرادختن قبوض خود و يا واريز كردن پول به حساب خود و ديگري اكتفا كنند و وقت نازنين خود را در صف هايي گاه طولاني به غر زدن هاي گاه بي جا و به جا و درگير شدن با ديگري بپردازند و عمر كوتاه خود را كوتاه تر كنند .
و اين در حالي است كه در صف كشورهاي حركت كننده به سمت تكنولوژي و مصرف كنند تكنولوژي تلاش بر سر بالابردن سرعت اينترنت است وزير پست و تلگراف و تلفن ايران 57 كيلو بايت سرعت را سرعتي مناسب مي داند تا به قول محمد قائد پس كوچه هاي ظلماني در ايران بوجود نيايد .
اين گونه برخورد ها با تكنولوژي باعث آن مي گردد كه در سال اصلاح الگوي مصرف آن چه ناديده گرفته شود كم بود منابع باشد و تلاش براي بهينه سازي مصرف آن ها ، پس بايد تكنولوژي را با همه جوانبش پذيرفت و سعي كرد كه هم عرض آن رو به جلو حركت كرد .

ميرحسين موسوي آمد. خاتمي بماند يا برود

مارس 12, 2009

جو حاكم بر انتخابات پيش رو با اين صورت مسئله روبروست :خاتمي بماند يا برود .
مير حسين موسوي ديشب خود را براي انتخابات رياست جمهوري پيش رو كانديد كرد و صورت مسئله بالا را بوجود آورد . ميرحسين موسوي اكنون چرا خود را كانديدا كرده است و چه چيزي باعث گام نهادن او در اين مسير شده است باعث نگاشتن اين ياد داشت شده است .
سوال دوم را اول مي نويسم . چهار سال پيش كه اجماع اصلاح طلبان براي انتخابات رياست جمهوري بر سر مير حسين موسوي بود او چرا آمادگي خود را اعلام نكرد و امروز با گذشت چهار سال و غلطيدن جامعه به سمت و سوي فقر و مشكلات بيشتر خود را كانديدا كرده است . درست چهار سال پيش اين خبر رواج يافته بود كه مير حسين موسوي يكي از شروط آمدنش اين بود كه آقاي خامنه اي اختيارات صدا و سيما و نيروي انتظامي را به وي تفويض كند و امروز بايد پرسيد كه آيا اين اختيارات تفويض شده اند يا خير . اگر اين اختيارات قابل تفويض هستند چرا آقاي خامنه اي تنها به آقاي مير حسين موسوي اين اختيارات را داده اند و اگر قابل تفويض نيستند مير حسين موسوي چرا و چگونه مي خواهد با مسائلي كه پيش روست كنار بيايد .
حالا سوال اول . خاتمي بماند يا برود .
به نظر نگارنده و با توجه به اين كه وي در دهه گذشته رئيس جمهور ايران بوده است با كف خواست جامعه آشناست و نيك مي داند كه نجات دادن كشور از دست پوپوليسم احمدي نژاد با سر دادن شعار حقوق بشري ميسر نمي شود و گام اول اقتصاد سفره هاي خالي است كه بايد پر شود . سيد محمد خاتمي نيز بر اين امر واقف است كه حركت پوسته ايي كه مردم در آن هستند دارد به سمت و سويي مي رود كه ديگر نمي شود به وي لقب سوپاپ اطمينان نظام را داد و بايد كاري كرد كارستان ، كه ديگر با حركات ارزش گرايانه امثال آقاي مير حسين موسوي كه نقب به گذشته كوپني خود مي زنند قابل انجام نيست .
به چهار دليل اجماع اصلاح طلبان بايد به دور سيد محمد خاتمي باشد .
دليل اول نوستالوژي دهه 70 است .
دليل دوم صداقت عمل بيشتر وي نسبت به كساني مانند شيخ مهدي كروبي كه در كارنامه خودشان دستي در دست اصلاح طلبان دارند و دستي در دست موتلفه چيان .
دليل سوم سابقه فكري روشن وي كه اگر نبودند كساني كه دوبال برنامه هاي وي را بزنند (روزنامه ها –دانشجويان) وي مي توانست كشور را به سمت وسويي موفق حركت دهد .
دليل چهارم كه مي تواند دليل اصلي نيز باشد رويكرد جهان در مقابله با ايران است و اعتبار يافتن هرچه بيشتر ايران در نزد جهانيان .
آمدن مير حسين موسوي ، كروبي ، خاتمي نيز شايد يك تاكتيك اصلاح طلبان باشد ، اما در نوستالوژياي مفرط جامعه هيچ گاه اين از اذهان عمومي پاك نخواهد شد كه مير حسين موسوي با نيامدن خود در انتخابات چهارسال پيش و شيخ مهدي كروبي نيز با ورود بي دليل خويش چگونه ضربه مهلكي به سفره و روح جامعه وارد كرده اند .

قدم درست خاتمي

مارس 6, 2009

نگارنده به عنوان يكي از خيل بي شماران كسان كه نگران آينده خود در اين مملكتند ، سخت متحير مانده است كه آمدن مير حسين موسوي در عرصه انتخابات چه چيزي را مي خواهد به اثبات برساند . آن هم حالا كه سيد محمد خاتمي نامزدي رسمي خود را اعلام كرده است . مير حسين موسوي كه با سخنراني آخر خود در جمع دانشجويان به نظر نگارنده زير آب خود را زده است با روشن كردن مواضع خود در مورد اقتصاد مثلن چپ و روشنفكري ديني اش .
سيد محمد خاتمي هم كه اكنون در شيراز به سر مي برد و سفرهاي انتخاباتي خود را آغاز كرده است ، اين بار درست وارد گود انتخابات شده است و در بحبوبه افزايش 30 درصدي تورم و بي كاري مثل چهارسال پيش دكتر مصطفي معين دم از حقوق بشر نزده است و شعار خود را توسعه اقتصادي نام نهاده است و نه توسعه سياسي . چرا كه به لطف برنامه هاي اقتصادي آقاي احمدي نژاد آنچنان ريزش در قشر متوسط جامعه به قشر مستظعف سرعت گرفته است كه يك آدم عامي برايش ديگر تلاش براي آزادي بيان معنايي ندارد . لازمه اينگونه حركات شكم سيراست . آدم گشنه خدا را نمي شناسد چه برسد به جانشينان برحق و ناحق او و در اولين حركت هم به خيابان مي‌ايد تا آنچه را كه حق خويش از غاصب آن بستاند . غاصب از نظر او كيست ، كسي كه آن بالا نشسته است و در جواب اين كه ما نان براي خوردن نداريم مي گويد : خب شيريني بخوريد .
بهر روي و با هر منش كه موضوع انتخابات را دنبال كنيم بايد به اين ايده كه اصلاح طلبان با نامزد واحد وارد شوند ، ايمان داشته باشيم و تلاش كنيم كه پديده پايين آوردن انديشه هاي دگم از عرصه قدرت به ثمر برسد .