افشين قطبي هم بعد از آن كه محمد مايلي كهن ادبيات لمپن خود را به كار گرفت تا از حقانيت خود دفاع كرده باشد ، سرمربي تيم ملي فوتبال شد تا آنچه را كه قرار بود چندي پيش اتفاق بيفتد حالا بيفتد . پرسش اينجاست ؟ چه چيزي اتفاق افتاده است ؟ آيا چيزي عوض شده است كه كسي نمي داند ؟ يا قرار است كه عوض بشود ؟ و بازهم كسي نمي داند .
فوتبال ايران امروز ديگر يك فوتبال تراز اول در سطح آسيا نيست . تا چندي سال پيشتر تا آنجا كه حافظه نگارنده به ياد مي آورد در فوتبال آسيا تنها يكي ، دو كشور فوتبال شان در مقابل فوتبال ايران قد مي افراشت كه يكي از آن ها عربستان سعودي بود . اما اكنون به روشني پيداست كه تيم هاي عربي حوزه خليج فارس از تيم ايران يكي دو گام جلوتر هستند و در اين راه قدم هاي بزرگي در راه پيشرفت برداشته اند .
در تمام بازي هاي فوتبال باشگاهي در كشور هاي عربي حوزه خليج فارس هيچ گاه استاديومي پر نمي شود و فقدان تماشاگر يكي از دل نگراني هاي مسولان فوتبال اين كشورهاست و اين در حالي است كه در ايران در اكثر بازي ها ورزشگاه ها از مشتاقان فوتبال پر مي شود .
به قول محمد قائد : مسئله اين است : فاصله آبادان و بندر عباس ، از نظر تجدد و مدنيت ، با كيش و فاصله كيش با جنوب خليج فارس زياد تر مي شود و روحيه ملي ما از اين بابت خراب است. عرب ها پروزه سي ساله ما را سه ساله نتيجه مي رسانند زيرا مي دانند كه نمي دانند و يكي را استخام مي كنند كه بداند .
تنها چيزي كه عوض شده است غرور ملي ايرانياني بود كه امروزه فوتبال ديگر برايشان مثل بسياري از كشورهاي دنيا ديگر يك ورزش نيست ، بلكه تقاطع آمال و آروزهاي جمعي است كه در پي نداشتن آنچه كه شايد بتوان از آن به عنوان آزادي نام برد ،است .
فوتبال و ورزشگاه ها گاه محل اجتماع ناراضيان سياسي كشورها مي باشد كه در آنجا جمع مي شوند تا خواسته هاي خود را با زباني ديگر كه در آن نشانه هايي از گفتاري شهروند مدار باشد پيدا نيست و تنها و تنها اعتراض هايي است به رفتارهاي عده اي خاص .
اين امر نيز ناشي از عدم وجود دمكراسي به عنوان يك اصل اساسي در رفتار و كردار حكومت ها مي باشد كه در آن نقش مردم به عنوان حاكمان خويش بر خويش كم رنگ است و در اين بين نيز گاه از طريق همين ورزشگاه ها و ميداين فوتبال ابراز وجود مي كنند .
برچسبها: آزادي بيان-سياست-ورزش-جامعه-فوتبال-اشخاص