كوتاه سخن آنكه با نزديك شدن به انتخابات در ايران آنچه به سرانجام ميرسد ، توافق خورده فرهنگ هاست در مواردي كه كمي با هم اختلاف دارند . موارد اتفاق امروز ، خاستگاه اختلاف تاريخ ديروزند .
حالا چه مير حسين بيايد چه احمدي نژاد فرقي نمي كند ، آدم ها تاريخ را مي نويسند ، مهم شكم هاي گرسنه ايست كه نبايد گذاشت تاريخ را تلخ بنويسند . و الا دادن وعده هاي دور و دراز كه تخصص نمي خواهد .
دست كم در اين فرم از روايت تاريخ براي اهل بخيه جاي پرسشي نيست ، چرا كه نخوانده ملا درايران زياد است و مي داند كه آب در كجا جمع مي شود تا قاطبه عوام كالانعام آن جا جمع شوند تا چيزي شايد برسد .
پرتگاه تاريخي يك قوم همين جا شكل مي گيرد كه راويان اخبار وطوطيان بازار در نقل آن به شاهد تمام كتاب هاي پيدا شده از دل زمين اشاره ها كرده اند .
دستكم يكى از آنها سريعاً حل شد، برخى همچنان ادامه دارد و بعضى مسكوت مانده. با كنارهمگذاشتن آن نكات مىتوان به تصويرى از برخى موارد اختلاف و نكات مشترك خردهفرهنگهاى ايران رسيد.
دربارۀ حق رأى و حق رانندگى زنان حرفى علنى مطرح نشد. برخى زنان خانوادههاى بازارى و حتى معمّم رانندگى مىكردند و شخصاً اتومبيل داشتند. در جز اين صورت، قابل تصور بود كه فرمان دهند زنان فقط با حضور مردان محرم در اتومبيل حق رانندگى دارند. درهرحال، دربارۀ حق رأى زنان كه فقط يك دهه پيشتر اسباب چنان جنجالى شده بود حرفى نزدند، تا حدی شايد چون رأىدادن عملاً در حكم بيعت است، نه دخالت در سياست.
بخشهايي از مقاله محمد قائد با عنوان : اختلاف كشدار خرده فرهنگ ها
برچسبها: آزادي بيان-سياست-جامعه-فرهنگ-