در مورد وحدت حوزه و دانشگاه و راه های تفرقه آن بسیاری پیش از این قلم در مورد آن نگاشته اند و نگارنده خود را نیز در آن حدود نمی پندارد تا چیزی قلمی کند اما به مناسبت این روز در تلوزیون 2 ملی خانوم جوانی را آورده اند به همراه دو مهمان که یکی روحانی و دیگری یک دانشجو با سیمایی ست که داد می زند با چه گرایشی ، در این برنامه گزینش شده است و سوال موهوم و مهم برنامه مبنی بر این که : آیا تفکیک جنسیتی به سالم سازی فضاهای دانشگاهی کمک کرده است یا نه ، با سه زیر مجموعه کم ، متوسط و زیاد ؟
اهل بخیه ، جواب را هر چه که باشد به هیچ می انگارد و خوب می داند ، آب توبه را چه کسی ، کی و کجا بر سر بیننده ریخته است اما پیش از خود سوال ، شعور و شخصیت هر بیننده و دانشجویی در این سوال ، زیر سوال رفته است و این که آیا اکنون دانشگاه محیطی ست فاسد و فاسد پرور ؟ اگر چنین است در این سی ساله بلاکشان عرصه زنی و مردی (خواهری و برادری ) چه می کرده اند و حداقل باید به هم مسلکان و هم داستان و دستان خود ، پاسخگو باشند و الا این راه از پیش از این ها هم خطا بوده است و خواهد بود چه برسد به بعد از این ها .
در ادامه برنامه یا بهتر شوی تبلیغاتی-تلوزیونی دوربین به داخل محوطه دانشگاه الزهرا (که از نامش پیداست چیست و چگونه مکانی ست) می رود و با بررسی کیفیت امکانات آن سیستم آموزشی و مصاحبه با چند تن از دانشجویان آن دانشگاه به بررسی روند کیفی امکانات آن دانشگاه می پردازد و نگارنده سخت متعجب است که چگونه می شود دانشجویی در دانشگاه به نزدیک بودن نانوایی ، خشک شویی ، عابر بانک اشاره کند ؟ در حالیکه انتظار می رود دانشجوی مصاحبه شوند مقداری از درک و شعور را با خود یدک بکشد و بداند موارد شمرده شده در بالا در قرن 21 وظیفه هر دولتی ست که عدم تعهد به پرداخت آن ها در هر جامعه دمکرات مابی از علل سقوط یک دولت شمرده می شود .
در جامعه ایی که در مجلس شورای آن طرح های زیر شکمی در جهت قانونی کردن داشتن چهار زن دائمی به رای گذاشته می شود ، بازی گرفتن نسوان در طرح های اجتماعی از سوی کسانی که خود با حضور آنان مخالفند و آوردن مجری خانوم جوانی که می تواند پشت حریفانش را در جدل های کلامی به خاک برساند ، آن هم در برنامه ایی که از اساس بنیانش برای به زانو در آوردن حضور همچون اویی در جامعه است بیشتر شبیه یک جُک است تا یک کار جامعه شناسانه چرا ؟ آفتاب آمد دلیل آفتاب . خواندن این سه پاراگراف به ترتیب عکس آن ، روشنگر داستان است اما در کوتاه کلامی می شود آن را این گونه تفسیر کرد : مرد از دامن زن به عرش می رسد ، البته اگر زن حرف گوش کن باشد ….. و این یعنی بهشت زیر پای مردان خداست چرا که هر کجا که قانونی آمده است جزایی تا مدنی تفاسیر آن بیشتر به جنس نر نزدیک است تا ماده .
ابراهیم حاتمی کیا در فیلم به رنگ ارغوان در دیالوگی از زبان رضا بابک در مورد این که قضاوت دیگران چگونه است ، در خطاب به حمید فرخ نژاد (شهاب 8) می گوید : بقیه رو ول کن ، الان مهمه که تو کجا ایستادی . از این رو نگارنده را اگر فرصتی دست می داد با چیدن این چنین دکوپاژی در مقابل مجری جوان برنامه از او می پرسیدم ؟ جواب حضرات کارشناس، مهمان ….. معلوم است ، تو کجا این داستان ایستاده ایی . اگر جواب به سوال بالا منفی ست می توان حضور پر رنگت را در سیمای ملی موجه دانست و اگرمثبت است ؟ تو در این جا چه می کنی ؟
پیوند زدن با معادل سازی جو رایج کارشناس سازی در سیمای ملی با دانشکده های خاص خودش مشهور خاص و عام است از این رو می توان آن برنامه کذایی را در کنار سایر برنامه های کذایی دیگر دیگ آش شوله قلم کاری دانست که در آن به همراه رشته و لوبیا و بادمجان و گوجه و سیر و کشک و …. اگر میل آشپز باشی در آن لحظه بکشد نخود را هم می شود قاطی کرد .
برچسبها: آزادی بیان-سیاست-جنسیت