در بازار داغ اخبار انتخاباتي در ايران ، فراغتي كه دست داد فيلم اخراجي هاي 2 را ديديم . چيزي براي گفتن و چيزي براي ديدن نداشت و من ماندم كه چرا 8 ميليارد تومان به بالا فروخت .
روند داستان گويي و تدوين فيلم بهتر شده بود و الا كارگرداني موردي نبود كه بشود به آن اشاره كرده يا حتي كادر بندي هاي دوربين . تنها دو سه مورد كوچك براي گشودن لب انسان به خنده دارد و بس .
فيلم اسير لودگي ها و گاه لوس بازي هايي است كه انگار ده نمكي و دوستانش در جنگ با يكديگر انجام مي داده اند .به نظر نگارنده ده نمكي بايد واقعيتي را بپذيرد و آن هم اين است كه او از امروز بسيار فاصله دارد.
از زمان اكران اين فيلم به بعد نقدها كه در تعريف و يا رد اين فيلم كه نوشته شد و بعضي به رد و بعضي به تمجيد آن پرداختند . در اين ميان من نيز به رد فيلم نشسته ام .
مانده ام كه قسم حضرت عباس را باور كنم يا دم خروس را . جنگ جاي همه آدم ها بود . كريم سوسكه و مجيد سوزوكي و حاجي هاي بسيار ديگر . اما روايت حاتمي كيا و كمال تبريزي و احمد رضا درويش حكايت حال ديگري است و نه آدم هاي ديگر . جنگ ، جنگ است و غريبگي هايش بيشتر از آشنايي هايش و آدم ها ، آدم هاي امروزند و نه از ديروز آمده اند و نه از فردا . نه از آسمان و نه از دل زمين . آدمند ديگر . آدم جنگ ، جنگي است . نكشد ، مي ميرد . دو ، دو تا ، چهارتايي ساده است و بس . اما حكايت رشادت ها و درد هايي كه از آن جا آمد تا امروز حكايت آدم هاي اين فيلم نيست ، انگار ده نمكي در توهمي به سر مي برد كه در ياد داشتي از عبدالجبار كاكايي در سايت روزنامه قدس خواندم ، ديدم .
عبدالجبار كاكايي در آن ياد داشت آورده بود* : نه با چماقت از مردم فاصله بگير و نه سعي كن با لودگي در فيلم هايت به مردم نزديك شوي .
ده نمكي آدم فشار است . متعلق به قشري از جامعه نيست كه درد شان مانند همه باشد . از متن نيست . جداست . حكايتش ، حكايت آدم هاي جنگ هم نيست . در جنگ همه مدل آدم بود ، اما مدل دردهاي آنهايي كه از جنگ آمده اند و ما ديده ايم با اين ها فرق دارد .
فيلم اسير لودگي ها و گاه لوس بازي هايي است كه انگار ده نمكي و دوستانش در جنگ با يكديگر انجام مي داده اند .به نظر نگارنده ده نمكي بايد واقعيتي را بپذيرد و آن هم اين است كه او از امروز بسيار فاصله دارد و نشانش نيز همان توهماتي است كه در بالا ذكرش رفت .
Archive for the ‘جنگ’ Category
اخراجي هاي 2
ژوئن 15, 2009پيروزي به چه معنا؟
ژانویه 19, 2009چرا معناي واقعي پيروزي عوض شده است ؟ اين مي تواند ناشي از عوض شدن معناي باخت باشد . البته پر بي راه نيست كه اگر بگوييم :به كوچه علي چپ زده اند . اين همه ويراني ، اين همه مرده ، اين خساراتي كه سال ها باز سازيشان طول مي كشد كجا معناي واقعي يك برد را به همراه دارد . اين فروپاشي اتوريته حاكم بر معناي واقعي زندگي براي چيست ؟
بي قانوني ، قانوني نانوشته است
ژانویه 11, 2009گاه راندن خودرويي در خط سيري نامنظم و عدم كنترل آن توسط راننده ، ناشي از ناتواني راننده در كنترل خودرو نيست و مي تواند اين به علامت يك هشدار براي آن باشد كه شخصي ناراضي است و قصد نشان دادن نارضايتي خويش از امري را دارد .
بي قانوني خود فانوني نانوشته است كه گاه بعضي آن را بكار مي گيرند تا بتوانند بوسيله آن به مقصد خود برسند و در اين بين آنچه از آن مي شود با نام تلفات ياد كرد ، برايشان هيچ اهميتي ندارد چون در آيندو روندشان حساب هزينه هايش برايشان مبلغي نيست .
عدم توجه به اين گونه مسايل كار را به بروز گروههايي مي رساند كه اين قانون را ناخوانده از برند و مي دانند چگونه در اين راه ويراژ بدهند و اگر دستشان به سيبي رسيد آن را بچينند .
گروههايي نيز هستند كه در بازي قدرت از منطق دمكراسي پيروي نمي كند و به عبارتي زبان جمعيت را يا نمي فهمد يا نمي خواهد كه بفهمد . در آناتومي دمكراسي نقش فيزيكي اصلي بر عهده زبان است و نه دست .
قانون دمكراسي و حاكميت مردم بر مردم در پشت ميزهايي متجلي مي شود كه صندوق هاي راي نام دارند و در كرسي هاي مجلس و كسي كه آناتومي دمكراسي را خوب بداند مي تواند وارد گود حاكميت مردم بر مردم شود و كساني كه اين امر را متوجه نشوند و يا نخواهند بشوند مطرود خواهند شد و روي به امر بي قانوني مي آورند .