Archive for the ‘زندگي’ Category

روانشناسی سیاست عوام

نوامبر 23, 2009

در کتاب های روانشناسی حرف هایی می نویسند (تلوزیون مومنان سی ساله هم که چیزی برای پخش کردن ندارد جز همین ها ) در مورد تعغیر و تحول در روحیات و اوضاع و احوال شخصی ( کتا بهای این مومنان سی ساله را هم که یا فهیمه رحیمی می نویسد و یا در اوج پرونوگرافیش میم مودب پور) اما با تمام زورهایی که میزنیم میبینیم نه نمی شود که نمی شود .
بد مصبی کار این است که وقتی که به کسی که دو کتاب روانشناسی خوانده است می خواهی دردت را بگویی طرف آنچنان در عمق موضوع گیر است که فرق فیزیک با متافیزیک را صدسال سیاه اگر بفهمد و بد تازه متهم به چند مورد از ایراد های اجتماعی می شوی که در بهترین حالتش طرف اگر دلش بسوزد تقصیر را به گردن تاریخ (همان والدین ) می اندازد .
این دو پاراگراف را نوشتم تا شرح کوتاهی بدهم که تعغیر در اوضاع واحوال شخصی چیزی جدای از این است که مجسمه ای دو بُعد داشته باشد و بعد از هر طرف که نگاهش کنی فرق داشته باشد با بُعد آن طرفش.. نگاه کردن به نقاشی سوررئالیستی شده است این روانشناسی عوامانه در ایران امروز .
عوام رندانه دردشان را می دانند و آن درد را نمی خواهند یا درمان را می خواهند اما کمی تعارف می کنند و دل دل می کنند که شاید بشود و شاید نشود . انگاریک جورهایی خودشان را دور می زنند و دنبال ریشه موضوع می گردند مثل سگی که دُمش آتش گرفته باشد .
دوای درد ، عقلانیت است . برگشتن به مکتبی که شاید در آن عرفان شرقی فوج نزند اما مانند یک مسکن قوی فراق بالی می دهد برای شناسایی درد بعدی و بعد انگار کنید که دنیا پایانی ندارد ، حالا می شود پایان دنیا تصور کرد . سری که درد نمی کند و می شود با فراغت بال بفکر دستمالش بود .

روز جهاني ماندلا

نوامبر 16, 2009

18 جولاي2010 روز جهاني ماندلا نام گرفته است . بي جهت نيست كه سعدي 800 سال پيش از اين سروده بود: مرده آن است كه نامش به نكوئي نبرند . حقيقت هم همين است. جهاني به احترام مردي كه در اوج قدرت بود و مي توانست با آن به راحتي تا سي سال حداقل بر بسياري حكومت كند ، روز 18 جولاي را به پا مي خيزدو كلاه از سر بر مي دارد .
اين حركت تنها ياد آور يك مورد است و آن اين كه ماندلا ادعاي خدمت گذارتر بودن را مانند بسياري نداشت و خودش را يك انسان معمولي مي دانست كه مي تواند اشتباه كند و مي تواند با يك حركت نام خودش را در جهان به نيكي ثبت كند .
پشت كردن نلسون ماندلا (برنده جايزه صلح نوبل )به قدرت ناشي از تمدن فكري او نيز هست . احترام گذاشتن به آزادي ملت و گردن نهاندن به بزرگترين اختراع بشري صندوق راي .

تحول اقتصادي و ريزش مردمي

اکتبر 30, 2009

آدم عاقل روزه شك دار نمي گيرد . پيشگيري كردن در دنياي امروز امري ست كه بسياري در هر شرايطي به آن مي انديشند . پيشگيري كردن هم پيداست كه تنها در مورد بلايايي ست كه ممكن است در شرايطي بر انسان نازل شود .
محمد رضا باهنر درجايي پيش از اين گفته بود : طرح تحول اقتصادي زلزله اي 5 ريشتري ست كه از زلزله اي بزرگتر جلوگيري ميكند . اين صحبت از محمد رضا باهنر ناگفته گوياي آن است كه قرار ست اتفاقي بيفتد كه خوشايند بسياري نيست و بسياري را به ورطه اي ناخوشايند خواهد كشاند .
در بحث جامعه شناسي ، جوامع به سه طبقه تقسيم مي شوند . طبقه مرفه ، متوسط و فقير . از ديدگاه جامعه شناختي جامعه اي پيشرفته است كه در آن طبقه متوسط قشر عظيمي را تشكيل دهند .طرح تحول اقتصادي ، طرحي ست كه در آن ريزش عظيمي از قشر متوسط به قشر فقير اتفاق خواهد افتاد و اين جامعه را دچار اختلاف طبقاتي بيشتري خواهد كرد كه در‌آن بيكاري ، ركود اقتصادي و ……. غوغا خواهد كرد .
بايد گفت چرا امروز ايران بايد روزه شك دار بگيرد و دست به تحولي عظيم بزند كه در آن دگرگوني در اوضاع اقتصادي مردم ، جامعه را دچار زلزه اي 5 ريشتري خواهد كرد . زلزله اي كه مي تواند حتي پيشگيري كند از آن زلزله 5 ريشتري كه محمدرضا باهنر از ان ياد مي كند ، گردن نهادن به دمكراسي ست . حكومت مردم بر مردم . احترام گذاشتن به تعقل بشري ، صندوق راي ست و بس .
وقتي مي توان با گردن نهادن به دمكراسي و اقتصاد آراد و روشن كه در آن هيچ چيز پنهاني وجود ندارد با توسل به ابزار دمكراسي مانند حق آزادي بيان ، وطبوعات آزاد ، تلوزيون هاي شخصي …. چرا بايد زلزله اي 5 ريشتري را تحمل كرد .
پر روشن است كه در اين عدم گردن نهادن به حكومت مردم بر مردم ، مرامي اقتصادي نهفته است كه در آن سود بسياري بر بسياري ديگر ارجحيت دارد . پس بهتر آن است كه كساني مانند محمد رضا باهنر در پي آن نباشند كه اشتباهي را با اشتباهي ديگر توجيح كنند .

اخراجي هاي 2

ژوئن 15, 2009

در بازار داغ اخبار انتخاباتي در ايران ، فراغتي كه دست داد فيلم اخراجي هاي 2 را ديديم . چيزي براي گفتن و چيزي براي ديدن نداشت و من ماندم كه چرا 8 ميليارد تومان به بالا فروخت .
روند داستان گويي و تدوين فيلم بهتر شده بود و الا كارگرداني موردي نبود كه بشود به آن اشاره كرده يا حتي كادر بندي هاي دوربين . تنها دو سه مورد كوچك براي گشودن لب انسان به خنده دارد و بس .
فيلم اسير لودگي ها و گاه لوس بازي هايي است كه انگار ده نمكي و دوستانش در جنگ با يكديگر انجام مي داده اند .به نظر نگارنده ده نمكي بايد واقعيتي را بپذيرد و آن هم اين است كه او از امروز بسيار فاصله دارد.
از زمان اكران اين فيلم به بعد نقدها كه در تعريف و يا رد اين فيلم كه نوشته شد و بعضي به رد و بعضي به تمجيد آن پرداختند . در اين ميان من نيز به رد فيلم نشسته ام .
مانده ام كه قسم حضرت عباس را باور كنم يا دم خروس را . جنگ جاي همه آدم ها بود . كريم سوسكه و مجيد سوزوكي و حاجي هاي بسيار ديگر . اما روايت حاتمي كيا و كمال تبريزي و احمد رضا درويش حكايت حال ديگري است و نه آدم هاي ديگر . جنگ ، جنگ است و غريبگي هايش بيشتر از آشنايي هايش و آدم ها ، آدم هاي امروزند و نه از ديروز آمده اند و نه از فردا . نه از آسمان و نه از دل زمين . آدمند ديگر . آدم جنگ ، جنگي است . نكشد ، مي ميرد . دو ، دو تا ، چهارتايي ساده است و بس . اما حكايت رشادت ها و درد هايي كه از آن جا آمد تا امروز حكايت آدم هاي اين فيلم نيست ، انگار ده نمكي در توهمي به سر مي برد كه در ياد داشتي از عبدالجبار كاكايي در سايت روزنامه قدس خواندم ، ديدم .
عبدالجبار كاكايي در آن ياد داشت آورده بود* : نه با چماقت از مردم فاصله بگير و نه سعي كن با لودگي در فيلم هايت به مردم نزديك شوي .‌
ده نمكي آدم فشار است . متعلق به قشري از جامعه نيست كه درد شان مانند همه باشد . از متن نيست . جداست . حكايتش ، حكايت آدم هاي جنگ هم نيست . در جنگ همه مدل آدم بود ، اما مدل دردهاي آنهايي كه از جنگ آمده اند و ما ديده ايم با اين ها فرق دارد .
فيلم اسير لودگي ها و گاه لوس بازي هايي است كه انگار ده نمكي و دوستانش در جنگ با يكديگر انجام مي داده اند .به نظر نگارنده ده نمكي بايد واقعيتي را بپذيرد و آن هم اين است كه او از امروز بسيار فاصله دارد و نشانش نيز همان توهماتي است كه در بالا ذكرش رفت .

اينترنت و وعده هاي انتخاباتي

می 18, 2009

حكايت با دست پس زدن و با پا پيش كشيدن است ، سرعت اينترنت و يا پهناي باند در ايران .بيشتر شبيه يك شوخي است تا كنكاشي در جهت سهولت انجام امور اجتماعي . آنچه ناديده انگاشته مي شود منابع ملي است كه سوبسيد بر آن تا همين اوخر مي رفت چرا كه تكنولوژي هاي غربي ، مادر زاد غربي هستن و در باطن خود آنچه را كه در نظر دارند ، غربي است .
ساختن ديوار شرق و غرب نيز از جمله همان حكايت ها ست كه راويانش آن را پياده كردند تا خود سوار شوند و از پس چند دهه در توجيه سوالاتي در آن مورد كه اگر چيزي غربي بود در آن سال چرا الان شرقي است ؟ سخن از ملزومات و خصوصيات انقلابي مي زنند كه اكنون بسياري از آنها كه در راس اموري قرار دارند ، در آن زمان كودكان و يا نوجواناني بيش نبودند .
با اين همه اما هنوز دنيا جاي شگفتي ها و شگفت زده شدن است . شيخي از قبيله اي از همان پياده كنند گان ديوار شرق و غرب امروز دم از پهناي باندي مي زند كه خود بر آن فيلترها مي نهد چرا كه هنوز دم از انقلابي مي زند كه خصوصياتش را آن زمان اجرا كردند و امروز ، كي بود كي بود ، من نبودم شان گوش دنيا را دارد كر مي كند .
در انتخابات پيش رو مهم نيست كه پهناي باند در ايران به چه ميزان زياد و يا كم خواهد شد ، مهم آن است كه تسلسل قيم مابانه فكر كردن آن هايي كه در راس هستند از بين برود و ايمان بياورند به آغاز فصلي سرد . فصلي كه در آن بالاي منبر رفتن و هوار كشيدن براي اسلام كاري از پيش نمي برد ، بلكه چند پله پايين آمدن و در كنار يكديگر نشستن و با هم فكر كردن را تجربه كند تا گره اي از كار فرو بسته خلق بگشايند .

تاريخ چگونه نوشته مي شود

می 8, 2009

كوتاه سخن آنكه با نزديك شدن به انتخابات در ايران آنچه به سرانجام ميرسد ، توافق خورده فرهنگ هاست در مواردي كه كمي با هم اختلاف دارند . موارد اتفاق امروز ، خاستگاه اختلاف تاريخ ديروزند .
حالا چه مير حسين بيايد چه احمدي نژاد فرقي نمي كند ، آدم ها تاريخ را مي نويسند ، مهم شكم هاي گرسنه ايست كه نبايد گذاشت تاريخ را تلخ بنويسند . و الا دادن وعده هاي دور و دراز كه تخصص نمي خواهد .
دست كم در اين فرم از روايت تاريخ براي اهل بخيه جاي پرسشي نيست ، چرا كه نخوانده ملا درايران زياد است و مي داند كه آب در كجا جمع مي شود تا قاطبه عوام كالانعام آن جا جمع شوند تا چيزي شايد برسد .
پرتگاه تاريخي يك قوم همين جا شكل مي گيرد كه راويان اخبار وطوطيان بازار در نقل آن به شاهد تمام كتاب هاي پيدا شده از دل زمين اشاره ها كرده اند .

دست‏‌كم يكى از آنها سريعاً حل شد، برخى همچنان ادامه دارد و بعضى مسكوت مانده. با كنارهم‏‌گذاشتن آن نكات مى‌توان به تصويرى از برخى موارد اختلاف و نكات مشترك خرده‏‌فرهنگ‏‌هاى ايران رسيد.
دربارۀ حق رأى و حق رانندگى زنان حرفى علنى مطرح نشد. برخى زنان خانواده‏‌هاى بازارى و حتى معمّم رانندگى مى‌‏كردند و شخصاً اتومبيل داشتند. در جز اين صورت، قابل تصور بود كه فرمان دهند زنان فقط با حضور مردان محرم در اتومبيل حق رانندگى دارند. درهرحال، دربارۀ حق رأى زنان كه فقط يك دهه پيشتر اسباب چنان جنجالى شده بود حرفى نزدند، تا حدی شايد چون رأى‏دادن عملاً در حكم بيعت است، نه دخالت در سياست.

بخشهايي از مقاله محمد قائد با عنوان : اختلاف كشدار خرده فرهنگ ها

زنان و جايگاه جنسيتي آنان در افغانستان

آوریل 9, 2009

جاي تعجبي ندارد اگر همين چند روز پيشتر غربي ها در افغانستان اسباب واثاثشان را جمع مي كردند و مي رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نمي كردند و گويي كه انگار كه نه انگار اين جا كسي بوده است و براي كرامت انساني تلاشي شده است و انسان هايي براي نجات جان انسان هايي ديگر كشته شده اند .
افغانستان كشوري است كه قبيله اي اداره مي شود و لويي جرگه سمبل نوعي دمكراسي افغان است اما بيشتر شبيه يك شوخي سياسي است تا يك سازمان سياسي . افغانستان بر اساس قبايل موجود در آن اداره مي شود و دولت مركز تحت رياست هر شخصي تنها يك تداركات چي ساده است و قوانين از اطراف صادر مي شود و در دولت مركزي اعلام نهايي مي شود .
ريش سفيدي در قبايل جاي دادگستري را دارد و ريش سفيد يك قاضي بزرگ است كه تحت دانسته هاي خود در مورد امري حكمي صادر مي كند . در افغانستان هم بسته به پشتو بودن و نبودن قانون نانوشته شهروند درجه يك و دو جاري است و يك شخص بسته به نصبش قوانين كاستي را مراعات مي كند .
با تصويب قانوني در افغانستان مبني بر اين كه زنان بايد خود را در اختيار مردان براي برآورده كردن نيازهاي جنسي شان در هر زماني قرار دهند و اين كه اين قانون براي زنان شيعه وضع شده است ، بايد پرسيد كه آيا حقوق زنان شيعه با زنان ديگر اديان تفاوت دارد . آيا بدن زن شيعه با بدن ساير زنان فرق دارد .
تصويب قانون بالا كه شرحش رفت كرامت انساني زن شيعه را زير سوال مي برد و او را تا سرحد يك آلت تناسلي كاهش مي دهد و زن را به شي قابل جابجايي مبدل مي كند كه بدون هيچ گونه اختياري تنها بايد خود را هميشه آماده سكس داشته باشد تا شوهرش هرگاه كه ميلش كشيد به سوي وي بيايد و خود را خالي كند .
سكس يك نياز جنسي است كه بسته به نياز طرفين در يك قرار داد دو طرف و با رضايت خاطر انجام مي گيرد و اگر اين اختيار را از ميان بر دارند ، تصويب قانوني اين چنيني چه فرقي با تجاوز به زور دارد .
بهترين بهانه كه گاه كساني كه در اين چنين جوامعي قوانين را صادر مي كنند در چنته خود دارند حفظ بنيان خانواده است و انگار يك خانواده تنها با سكس حريمش حفظ مي شود و جايگاه اجتماعي و نيازهاي اجتماعي و كيفيت زندگي اجتماعي هيچ تاثيري در حفظ بنيان خانواده ها ندارد .

غذاها و آئين ها

آوریل 2, 2009

در برنامه امشب آپارات از بي بي سي فارسي فيلم سفرنامه قرن بيست و يكم ساخته نادر داوودي نشان داده شد . در طول فيلم كه محوري مردم شناسانه داشت ، نكته اي كوچك مطرح شد كه در اين جا كمي در‌مورد آن مي نويسم .
در طول فيلم گفته شد كه : آئينها جنبه رسمي اش را به خاطر غذاهايي كه در اين گونه مراسم طبخ مي شود به دست مي آورد . در حالي كه آئين هايي مثل چهارشنبه سوري طبخ غذاي خاصي را ندارند . اين آئين ها طرح شدنشان به صورت ملي را در ضمير پيام خود دارند كه پيام هايي هستند ملي گرايانه و انسان دوستانه كه خواهان خير و خوبي براي مردم خود دارند .
البته اين به آن معني نيست كه آئين هايي كه در آن غذا طبخ مي شوند پيامي ندارند بلكه آنها رسمي بودن خود را در محل و شهرهاي اطراف خود دارند و ملي نيستند . در اين گونه آئين ها براي آنكه بار عاطفي و معنايي را بتوانند به يكديگر انتقال دهند و به نوعي بانگ آگاهي براي اين انتقال داشته باشند كه از ان مي توان به نماد هم تعبير كرد ، غذاهايي بسته به نوع محل و محصولات و فصل و زمان برگذاري آئين ، طبخ مي كنند .
اين طبخ غذا باعث انتقال سينه به سينه آئين هايي مي شود در محل ها و شهرها كه تا چندي پيش هنوز هيچ گونه ردي از آن ها در هيچ فيلم و كتابي ديده نشده بود و به نوعي باعث اتحاد و ديدار و نقل و انتقال اخبار در بين مردم محل هاو شهرها مي شود .

10 اصل براي طلح پايدار

مارس 26, 2009

امروز داشتم 10 اصل جهاني براي صلح را مي خواندم كه مجموع روش هايي است كه در نشستي در مدرسه عالي الهيات سنت گابريل تدوين شده است ويكي از اعضاي ثابت آن مجتهد شبستري است . اين نشست كه 8 سال پيش در اين مدرسه و به پيشنهاد خود مجتهد شبستري تشكيل شده است در اجلاس پاياني خود قرار را براين گذارده بودند كه 10 عضو ثابت اين اجلاس اين 10 اصل را در كشور خود مطرح سازند .
اصل اولي كه محمد مجتهد شبستري در نشست خود در خانه عبدالله نوري مطرح كرده است و اصل اول آن 10 اصل است : صلح پايدار جهاني بدون عدالت و عدالت بدون صلح پايدارجهاني قابل تحقق نيست .
اصل اول اصلي است كه حاوي مفهوم چالش برانگيز عدالت و روش هاي شناخت و گسترش عدالت است . اين اصل به نظر من در راه گسترش صلح پايدار جهاني چالش برانگيزترين اصل براي اجماع حصول در اين راه است .
اصل دوم :صلح پايدار جهاني در جهاني كه نابرابري ها اجتماعي و فقر و گرسنگي در آن وجود دارد محقق نمي شود . استاد محمد رضا حكيمي نيز در كتاب كوچك خود با نام عاشورا مظلوميتي مضاعف : مي نويسد : در جامعه اي كه فقير وجود داشته باشد ، اسلامي بودن آن جامعه زير سوال رفته است . نكته اي كه استاد به آن اشاره نكرد عدالت اسلامي است چرا كه اسلام دين تسليم و مساوات است .
اصل سوم : صلح پايدار جهاني بدون رد مطلق خشونت قابل تحقق نيست . اين نيز اصلي چالش برانگيز است چرا كه در جدال حق مسلم و كفر آن جا كه بسياري از تندروها پشت آن سنگر مي گيرند جهاد است . عمليات هاي استشهادي همچنان در بين مسلمانان ادامه دارد و در قرن 21 هم در تهران زير گوش دولت اصلاح طلب سيد محمد خاتمي ثبت نام عمليات هاي شهادت طلبانه انجام مي گيرد .
اصل چهارم : صلح پايدار جهاني بدون به رسميت شناختن حرمت دروني و ذاتي همه اعضاي خانواده بشري و بدون وجود يك سيستم حقوقي به عنوان تضمين كننده حقوق بشر تحقق پيدا نمي كند . اصل چهارم نيز ، اصلي جهان شمول است . دروني سازي ارزش نهادن به آئين ها و مذاهب ديگر جوامع بشري و به رسميت شناختن آئين هاي اديان آميان ديگر براي به رسميت شناخته شدن . داشتن يك سيستم حقوقي به عنوان مدنيت آن جامعه در قبال حفاظت از حقوق تمامي اديان و پيروانش نيز يك برگ ضمانت كننده دولتي است .
اصل پنجم : صلح پايدار جهاني بوجود نمي آيد مگر اينكه بنيادهاي كثرت گرايي اجتماعي به رسميت شناخته شود.
اصل ششم : گفتگو . اصل ششم اصلي جامع و كامل است كه نيازي به توضيح و بسط آن نيز بعد از دولت سيد محمد خاتمي نيست. در اين جا نيز موضوعي كه مجتهد شستري آن را همچون چراغي در دل شب بر پيكر اين 10 اصل مي آويزد اين است كه : در اين جا بايد واقعيت مشخص شود و نه حقيقت . واقعيت عملي فيزيكي است و حقيقت يك روياي متا فيزيكي .
اصل هفتم : هيچ صلح پايداري بدون آمادگي براي حل مسالمت آميز نزاع ها و جلوگيري از نزاع هاي اتي محقق نمي شود .در اين اصل نيز مجتهد شبستري نيز مي گويد : بايد نفع همه در اين جا در نظر گرفته شود و نه اين كه صلح با اين به دست آيد كه چه كسي زورش بيشتر است .
اصل هشتم : صلح پايدار جهاني به وجود نمي آيد مگر اين كه تعليم و تربيت بر اساس ارزش هاي عالي انساني و ديني شكل گرفته باشد نه بر اساس تقليد و سنت . اصل جهان شمول هشتم نيز تنها با تلاش هاي مكرر بزرگاني همچون محمد مجتهد شبستري محقق خواهد شد .
اصل نهم : صلح پايدار جهاني تحقق پيدا نمي كند مگر اين كه زنان در همه ساحت هاي زندگي انساني ، حقوق مساوي داشته باشند .
اصل نهم نيز اصلي است كه بعد از انقلاب اسلامي در ايران چالش برانگيزترين موضوع حكومتي بوده است و بوجود آوردن اين نگاه در جامعه مرد سالار ايران اسلامي كه زنان امروز با زنان 1400 سال پيش وزنان زمان پيامبر متفاوتند و اين تفاوت ماحصل حركت رو به جلو جوامع بشري است كه در آن به حقوق زنان وقعي رسمي بخشيده مي شود . در اين اصل نيز مرحوم مطهري به آن اشاره اي كرده است كه دنياي اسلام خود را مديون بينش غربي مي داند كه در آن براي حقوق زنان احترامي فائق غائلند .
اصل دهم : صلح پايدار به وجود نمي‌ايد مگر اين كه به صورت مناسب و شايسته حقوق اقليت ها به رسميت شناخته شود . به رسميت شناختن حقوق اقليت مساوي با همان گسترش عدالت است .
اين 10 اصل كه 10 اصل جهان وطني هستند اگر در كشورهاي جهان آن گونه كه در اين 10 بند شرح آن توسط خود محمد مجتهد شبستري رفته است به كار گرفته شود ، بهشت موعود دور نخواهد بود .

قدم درست خاتمي

مارس 6, 2009

نگارنده به عنوان يكي از خيل بي شماران كسان كه نگران آينده خود در اين مملكتند ، سخت متحير مانده است كه آمدن مير حسين موسوي در عرصه انتخابات چه چيزي را مي خواهد به اثبات برساند . آن هم حالا كه سيد محمد خاتمي نامزدي رسمي خود را اعلام كرده است . مير حسين موسوي كه با سخنراني آخر خود در جمع دانشجويان به نظر نگارنده زير آب خود را زده است با روشن كردن مواضع خود در مورد اقتصاد مثلن چپ و روشنفكري ديني اش .
سيد محمد خاتمي هم كه اكنون در شيراز به سر مي برد و سفرهاي انتخاباتي خود را آغاز كرده است ، اين بار درست وارد گود انتخابات شده است و در بحبوبه افزايش 30 درصدي تورم و بي كاري مثل چهارسال پيش دكتر مصطفي معين دم از حقوق بشر نزده است و شعار خود را توسعه اقتصادي نام نهاده است و نه توسعه سياسي . چرا كه به لطف برنامه هاي اقتصادي آقاي احمدي نژاد آنچنان ريزش در قشر متوسط جامعه به قشر مستظعف سرعت گرفته است كه يك آدم عامي برايش ديگر تلاش براي آزادي بيان معنايي ندارد . لازمه اينگونه حركات شكم سيراست . آدم گشنه خدا را نمي شناسد چه برسد به جانشينان برحق و ناحق او و در اولين حركت هم به خيابان مي‌ايد تا آنچه را كه حق خويش از غاصب آن بستاند . غاصب از نظر او كيست ، كسي كه آن بالا نشسته است و در جواب اين كه ما نان براي خوردن نداريم مي گويد : خب شيريني بخوريد .
بهر روي و با هر منش كه موضوع انتخابات را دنبال كنيم بايد به اين ايده كه اصلاح طلبان با نامزد واحد وارد شوند ، ايمان داشته باشيم و تلاش كنيم كه پديده پايين آوردن انديشه هاي دگم از عرصه قدرت به ثمر برسد .